عطر خنده های تو
نویسنده:
فریدون گیلانی
امتیاز دهید
چهاردهمین مجموعه شعر در تبعید، فروردین ۱۳۸۷
بخشی از شعر عطر خندههای تو:
یادم رفته بود نگاهت کنم
پرده را چنان کشیده بودی
که هوا به خانه نمیرسید
و درختها از نسیم پروانه عبور میخواستند
چشمم را چنان بسته بودی
که زمزمه گیاه را نمیشنیدم
و نمیدیدم که جای پای تو را
از نفسم پاک کردهاند
نمیتوانستم از آن روز جانگذار چشم بردارم
و خیال کنم که هوای سرد
میتواند از گرمای کویر بگذرد
و در آستانه آتش بهار بسازد
بیشهها به دستی چشم دوختهاند
که آشیانه را به کبکبهی توفان فروخته است
مهاجران به زمینی دل بسته اند
که با نگاه تو مرز ساخته
مسافر از دیواری حرف میزند
که راه را بسته
و آسمان ابری را مثل قراری مبهم
به قدمهای تو تحمیل کردهاند...
بخشی از شعر عطر خندههای تو:
یادم رفته بود نگاهت کنم
پرده را چنان کشیده بودی
که هوا به خانه نمیرسید
و درختها از نسیم پروانه عبور میخواستند
چشمم را چنان بسته بودی
که زمزمه گیاه را نمیشنیدم
و نمیدیدم که جای پای تو را
از نفسم پاک کردهاند
نمیتوانستم از آن روز جانگذار چشم بردارم
و خیال کنم که هوای سرد
میتواند از گرمای کویر بگذرد
و در آستانه آتش بهار بسازد
بیشهها به دستی چشم دوختهاند
که آشیانه را به کبکبهی توفان فروخته است
مهاجران به زمینی دل بسته اند
که با نگاه تو مرز ساخته
مسافر از دیواری حرف میزند
که راه را بسته
و آسمان ابری را مثل قراری مبهم
به قدمهای تو تحمیل کردهاند...
آپلود شده توسط:
HeadBook
1392/08/08
دیدگاههای کتاب الکترونیکی عطر خنده های تو